با عشق همراه باشید @schooloflovers
یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 14:29 | نوشته ‌شده به دست مدرسه عشق | ( )

دکلمه شعر زیبای در هوایت بی قرارم مولانا با صدای دکتر سروش

در هوايت بي قرارم روز و شب

سر ز پايت برندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم

روز و شب را کي گذارم روز و شب

جان و دل از عاشقان مي خواستند

جان و دل را مي سپارم روز و شب

تا نيابم آن چه در مغز منست

يک زماني سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربي آغاز کرد

گاه چنگم گاه تارم روز و شب

مي زني تو زخمه و بر مي رود

تا به گردون زير و زارم روز و شب

ساقيي کردي بشر را چل صبوح

زان خمير اندر خمارم روز و شب

اي مهار عاشقان در دست تو

در ميان اين قطارم روز و شب

مي کشم مستانه بارت بي خبر

همچو اشتر زير بارم روز و شب

تا بنگشايي به قندت روزه ام

تا قيامت روزه دارم روز و شب

چون ز خوان فضل روزه بشکنم

عيد باشد روزگارم روز و شب

جان روز و جان شب اي جان تو

انتظارم انتظارم روز و شب

تا به سالي نيستم موقوف عيد

با مه تو عيدوارم روز و شب

زان شبي که وعده کردي روز بعد

روز و شب را مي شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است

ز ابر ديده اشکبارم روز و شب



:: موضوعات مرتبط: دکتر عبدالکریم سروش، شعر و ادبیات
   
آخرین عناوین مطالب